+ خاطرات یه وبلاگ

بدو بدو میام کامپیترو روشن میکنم کانکت میشم؛تق میزنمwww.missingher....

نه بازم کسی کامنت نداده..یاده ضرب المثله میفتم که میگه پهلوان زندرو عشق است...

بدو بدو میام کامپیترو روشن میکنم کانکت میشم؛تق میزنمwww.missingher

ایول یکی کامنت داده...سر از پا نمیشناسم..دکمه موس با ضربه میزنم تق..میبینم پیام داده یکی که آپم بدو بیا بخون...

بدو بدو میام کامپیترو روشن میکنم کانکت میشم؛تق میزنمwww.missingher

میگم ولش کن کسی دیگه به یاد من نیست.. تق alt+f4

بابا به خدا دلم تنگ میشه واسه یه کامنت,یه دوست...

داشتم کامنتای قبلیمو میخوندم چه ناز بودن خیلیاش البته بعضیاشم اشکمو در آورد چند تاشو اینجا میذارم(راستی کسی از fairyخبر نداره):

اومده بودم بگم به روزم.... که....

to age in zaboono nadashti oonvaght chejoori mikhasti mokhe oon zojate moteadedo bezani ?? خنده
khoda begam chikaret nakone....

با سلام و عرض ادب خدمت داش بابــــــــــی .
بیمرام شدی دیگه اونورا نمیای.ناراحت
داشتیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم؟

واقعا من مرده اون عهدت شدم که باید امتیازت می رسید به 1000 نیشخند

عاشقی تنها بیماری ست که بیمار از آن لذت مبیرهعینک

آنفولانزای عشقی !! بعید نیست !! من که خل و چل شدم به معنای واقعی !

....

نویسنده : بابک جمالی ; ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ کتک کاری

دیگه از خودم یه کوچولو خسته شدم...  با خودم عهد بستم بعد از دو اتفاق م. فراموش کنم که البته الان جدا فراموشش کردم..اولیش تبریک روز تولدش بود که آقاشون زحمت کشیدن فحش زیرو بالای ما رو دادنو خلاصه بعد از کلی تهدید و کتک کاری تو دنیای مجازی شرط اول برقرار شد.. و اما شرط دوم... عهد کرده بودم اگه تو اسنک(مار بازی) نوکیا ١١٠٠ بتونم با سرعت ٨ تو مرحله آخر کلاسیکش که کلی مانع داره به رکورد ١٠٠٠ برسم دیگه بذارم مریمو کنار که به سلامتی بعد از قریب ١٠ ماه این رکورد جاودانو با عدد ١٠۴۵ امتیاز ثبت کردم...ابله البته  من رکوردم تو حالت عادی بالای ۴۵٠٠ بی رقیبم هستم

وای افتادم تویه چاه بزرگتر..تو خیابون،البته خیابون که نمیرم زیاد؛تو وبلاگو تو چت؛تو درو همسایه حتی تو اقوام مثه خاله و عمه بابامو ..اوهههههههه به همه یا به دیده یه خانوم اهل زندگی نگاه میکنم ؛ یا سفارش کردم که دیگه استین رو بالا بزنن....٢٠٠ تا کیس برام پیدا کردن...کاش میشد همشونو حداقل ببینم...ولی سفره دلم شده سفره ابولفضل..جلو همه بازش کردمکلافه

بعد از ۶ سال؛دوباره شدم چت باز،سه روز بود که تا کله صبح تو چت روم مخ دختر میزدم که تاحالا همشون پسر بودن گریه

٢روزه رفتم گلخونه چت ومت و بلاگو تعطیل کردم..

امروز داشتم یه فیلم ته فیلم فارسی میدیدم به اسمه عیالوار..یارو ۴ تا زن داشت... بماند؛ از عصری تو فکر تعدد زوجاتم........

وای خدا چه کار کنم همون در به در میبودم بهتر بود والا!!!!!

راستی اصلا من میخواستم یه چیز دیگه بنویسم؛ موضوش کتککاری بودبس که تو فکر بودم یادم رفتنیشخند راستی به خاطرلطف این شکوفه سیب ممنوعه حس این نوشتنو پیدا کردم..

اصلا من همون ننویسم بهتره

نویسنده : بابک جمالی ; ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٥/۱٧
تگ ها: مم
comment نظرات () لینک


+ تقدیم به یه دوست

نمیخواستم بلاگمو آپدیت کنم اما حیفم اومد این پستو اینجا نذارم..اینو من تقدیم میکنم به کسی که دقیقا مثه خودمه..لجبازو یه دنده و هردم بیل. آدمی که چشماشو به دنیا بسته و با اینکه چند در بزرگ کنارشه همش میخواد از روزنه پنجره بره بیرون..مثه خودم!!!!

تقدیم به بی نام!!!  http://fairy11.persianblog.ir/

 

چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدیده و به جاش یک زخم همیشه گی ، رو قلبت هدیه داده زل بزنی به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوز هم دوسش داری

 

چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به دیواری تکیه بدی که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده

 

چقدر سخته تو خیالت ساعت ها با هاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی

 

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که هنوز هم دوسش داری

 

چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک

نویسنده : بابک جمالی ; ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/۸
تگ ها: چقدر سخته و مم
comment نظرات () لینک


+ خداحافظ

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : بابک جمالی ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٥/۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ هیچ اگر سایه کند...

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : بابک جمالی ; ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٢۸
تگ ها: مم
comment نظرات () لینک


+ برو دیگه دوست ندارم

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : بابک جمالی ; ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٢٤
تگ ها: مم
comment نظرات () لینک


+ پاییز در راه است

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : بابک جمالی ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٢٠
تگ ها: مم
comment نظرات () لینک


+ فرشته من

داشتم بلاگای دوستانو میخوندم.. چه قد همه قشنگ مینویسن..اما به وبلاگ خودم که نگاه کردم هیچ ذوق هنری توش ندیدم.حدس میزنم طفلی مریمم دیگه خسته شد از این همه بی احساسی سبز خوب دست خودم نیست دیگه. اصلا یه مهندس مکانیک رو چه به احساس روغنو موتورو دستگاه تراش کجا لاو ترکوندن کجا... این مطلبو خودم با احساس تمام از یه جا دزدیم..البته هنوز تا تهش نخوندم اما احتمالا باید قشنگ باشه.اولاش که فرانسست من کاملا فهمیدم که هیچی ازش نمیفهمم زبانشما هم برین همون اول فارسیشو بخونین.قلب:

Mon ange, tu es tout pour moi
Je ne pourrais pas vivre sans toi
Tu es le soleil qui illumine ma vie
Et la flamme qui me réchauffe quand j'ai froid
Je t'aime comme tu ne peux même pas l'imaginer
Je veux toujours être à tes côtés
Quand tu n'es pas là, mon cœur pleure
Et dès que je te vois, ma tristesse meurt

Je t'aime mon ange          

فرشته من تو همه چیز منی
بدون تو نخواهم توانست زندگی کنم
تو خورشیدی هستی که زندگیم را روشن کردی
تو همانند شعله ی آتشی مرا گرم کردی آن هنگام که سرد بودم
دوستت دارم آنقدر که تصورش هم برایت ممکن نیست
می خواهم تا همیشه کنارت باشم
وقتی به کنارم نیستی قلبم می گرید
و آن هنگام که تو را نظاره می کنم غمهایم می میرند
فرشته من دوستت دارم 
از بلاگ:http://ml4e.persianblog.ir/        

 

نویسنده : بابک جمالی ; ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱۸
تگ ها: مم
comment نظرات () لینک


+ یاد تو هر جا که هستم با منه

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : بابک جمالی ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱۸
comment نظرات () لینک


+ رفتی که عاشق موندنو یادم بدی

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : بابک جمالی ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٧
تگ ها: مم
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد